شيخ حسين انصاريان
265
اهل بيت (ع) عرشيان فرش نشين (فارسى)
تا زوال ظهر در سجده است « 1 » . هارون با چشم سر مىبيند ، ولى چون كور باطن است از ديدن حقيقت محروم است ، بىترديد اگر باطن روشنى مىيافت حضرت را از زندان آزاد مىكرد و حكومت را كه حق الهى امام بود در اختيار امام قرار مىداد و خود چون غلام حلقه به گوشى به خدمت امام درمىآمد و لحظهاى از اقتدا به آن حضرت درنگ نمىكرد . در مقابل دربارهء كسانى كه مأمور شكنجه كردن حضرت امام حسن عسگرى عليه السلام شدند نوشتهاند كه صالح بن وصيف رئيس زندان مىگفت : چه كنم دو نفر از بدترين اشخاص را مأمور شكنجهء آن حضرت كردم ، آن دو نفر پس از مشاهدهء حال عبادت و راز و نياز آن حقيقت ملكوتى ، چنان تحت تأثير قرار گرفتند كه خود همواره به عبادت و راز و نياز ايستادند به طورى كه رفتارشان شگفت آور است ! ! به آنان مىگويم : چرا چنين شدهايد ؟ چرا مأموريت خود را انجام نمىدهيد ؟ مگر از آن حضرت چه ديدهايد ؟ در پاسخ مىگويند : چه بگوييم دربارهء انسانى كه روزها را روزه مىگيرد و شبها را به عبادت مىگذراند و جز عبادت به كار ديگرى مشغول نمىشود . هنگامى كه به ما مىنگرد ، بدنمان مىلرزد و چنان مىشويم كه نمىتوانيم خود را نگاه داريم « 2 » ! آرى ، حقيقت بين ، حقيقت خو مىشود و به جاى انجام مأموريت شيطانى در مدار مأموريت اسلامى و عبادى قرار مىگيرد .
--> ( 1 ) - عيون أخبار الرضا : 1 / 95 ، باب 7 ، حديث 14 ؛ بحار الأنوار : 48 / 220 ، باب 9 ، حديث 24 . ( 2 ) - الكافى : 1 / 512 ، باب مولد أبى محمّد الحسن بن على عليه السلام ، حديث 23 ؛ الارشاد ، مفيد : 2 / 334 ؛ روضة الواعظين : 1 / 248 ؛ بحار الأنوار : 50 / 308 ، باب 4 ، حديث 6 .